سه ماهگی
دخمل گلم تو این ماه خیلی بزرگ شدی و رشد کردی راحت خودت و نگه می داری و همش دلت می خواد بشینی یا واستی آخه کمرت درد می گیره دخترم هنوز برات خیلی زوده

روز دوشنبه 19 خرداد که شما دو ماه و 15 روزت بود بردمت پیش خانم دکتر فاطمه حجازی گوش های دختر گلم و سوراخ کردم تا خوشگل تر بشه و هر چی کوچک تر باشی دردش کمتر و زود تر هم خوب می شی گلم یه کمی گریه کردی بعد شیر خوردی و خوابیدی

از اونجا رفتم برات کلاه آفتابی خریدم تا آفتاب دختر گلم و نسوزونه کلاه آفتابگیر کوچیک پیدا نمی شد تا بالاخره این و پیدا کردم

روز 26 خرداد می خواستیم بریم مهمونی من هم تنها تو هم تو بغلم بدو بدو ساعت 12 ظهر رفتم پاساژ ارم و از فروشگاه باران این لباس و بدون پرو برات خریدم الهی قربونت برم چه ناز شدی



روز 29 خرداد وقتی شما دو ماه 25 روزت بود بابایی شما رو گذاشت کنار مبل شما هم برای چند لحظه ای تنهایی ایستادی منم تندی ازت عکس گرفتم

روز 30 خرداد اسباب بازی شیر دریایی رو برات روشن کردم تو هم خیلی دوسش داشتی و همش ججیغ می کشیدی و نگاهش می کردی


امروز سوم تیر و شما سه ماهت تموم شده به راحتی می تونی با تشک بازیت بازی کنی و با عروسک هاش حرف می زنی و اق و اوق می کنی می کشی طرف خودت و می کنی تو دهنت







سه ماهگی 


